توسط لیزا سلین دیویس ، سی ان ان
بروزرسانی 1529 GMT (2329 HKT) 6 ژوئن 2020
با آمدن ایالات متحده در اعتراضات و عقب نشینی علیه نژادپرستی سیستمی ، والدین نگران هستند. والدین بچه های سیاه پوست از این نگرانی که زندگی فرزندانشان را به خاطر آهسته دویدن ، رانندگی ، حتی خوابیدن در خانه های خودشان به دست می آورند ، نگرانی های اساسی تر و ریسک های بسیار بیشتری را به دنبال دارند.
در همین حال ، برخی والدین بچه های سفیدپوست می ترسند کودکانی را پرورش دهند که بزرگ شوند و نژادپرست باشند - اگر این نوع نژادپرست نباشد که مردی را با زانو به گردن خفه کند ، آنگاه نوعی که بی سر و صدایی مرتکب میکروگروه ها شود.
آنها نمی دانند چگونه می توانیم بچه ها را بزرگتر ضد نژادپرستی کنیم؟
به گفته مای لینگ هلیم ، استادیار روانشناسی در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا ، لانگ بیچ ، و سارا گیتر ، نخستین مرحله درک این مسئله است که نژادپرستی از کجا ناشی می شود - کارکردهای اساسی روانشناختی و شناختی که ما را به سمت دیدن و طبقه بندی افراد بر اساس رنگ سوق می دهد. استادیار روانشناسی و علوم اعصاب در دانشگاه دوک.
نوزادان به اندازه سه ماهگی می توانند چهره ها را بر حسب رنگ متمایز کنند و بچه های 3 ساله کاملاً قادر به درک دسته های نژادی و حتی سلسله مراتبی هستند که با آنها همراه است. ترفند این است که بپذیریم که این طبقه بندی طبیعی است و جلوگیری از جهش در نژاد پرستی.
تحصیلات حلیم و گیتر نژاد ، جنسیت ، رشد هویت ، کلیشه سازی و ادراکات اجتماعی. آنها با همکاری کریستینا اولسون در پرینستون ، یارو دانامام در ییل و کریستین پاوکر در دانشگاه هاوایی ، آنها در حال تحقیق در مورد بنیاد ملی علوم بودجه هستند که به دنبال تعصبات نژادی و جنسیتی در کودکان بسیاری از گروه های نژادی در پنج منطقه جغرافیایی هستند. برای یادگیری چگونگی تأثیر فرهنگ بر تعصب.
من از Halim و Gaither پرسیدم که کودکان چگونه نگرش های نژادپرستانه را شکل می دهند و والدین چه کاری می توانند انجام دهند تا از نژادپرستی آنها جلوگیری شود.
چرا کودکان از افرادی که شبیه آنها هستند یا مانند دیگر آنها مانند آنها هستند ، حمایت می کنند؟
سارا گیتر: تعصب درون گروهی ، که گاه به نفع گروهی یا ترجیح درون گروهی خوانده می شود ، به معنای کسی است که از افرادی که شبیه آنها هستند یا به طرق دیگر مانند آنها هستند ، طرفداری می کند: گروهی در مقابل ترجیحات خارج از گروه. این می تواند در هر نقطه از نگرش ما ، چقدر مثبت در مورد آنها ، به تخصیص منابع یا خصوصیات و کلیشه هایی که کودکان در حال یادگیری هستند ، نمایان شود.
آنها ویژگیهای مثبت را به خصوصیات گروهی و منفی خود به گروهی نسبت می دهند. و این همیشه مربوط به گروه دیگری است. هیچ کس نمی تواند تعصب درون گروهی داشته باشد بدون اینکه گروه دیگری را در ذهن داشته باشد. شما به این مقایسه احتیاج دارید و همه متعلق به برخی از گروه ها - نژاد ، قومیت ، جنسیت ، گرایش جنسی ، سن ، وضعیت اقتصادی اقتصادی ، شغل ، وابستگی دانشگاه ، دین ، محله ، حتی تیم ورزشی مورد علاقه شما است.
مه لینگ هلیم: یکی از راههای اندازه گیری این رفتار با بچهها در اوایل پیش دبستانی این است که ما به آنها برچسب یا پاک کن بزنیم و بگوییم ، "شما کی می خواهید این پاک کن یا برچسب را به این کودک سیاه یا این کودک سفید بدهید؟" بسته به اینکه چه کسی پاک کننده یا برچسب بیشتری به آنها می دهد ، این یک ترجیح اجتماعی را برای آن گروه نشان می دهد. ما این کار را با پرسیدن بچه هایی که ترجیح می دهند کتاب خود را با آنها به اشتراک بگذارند یا ناهار بخورند ، انجام می دهیم و به آنها می توانیم از بچه های مختلف با پیشینه نژادی مختلف استفاده کنیم.
چرا کودکان این گروه ها را تشکیل می دهند و چرا اولویت های گروه های خود را تشکیل می دهند؟
گیتر: ما از طریق طبقه بندی یاد می گیریم. هر کودکی ، در حال بزرگ شدن ، از طریق قرار دادن صداهای مشابه در کنار یکدیگر ، زبان را یاد می گیرد. این همچنین نوعی دسته بندی است و اینگونه است که ما یاد می گیریم با زبان های مادری خود صحبت کنیم. همین اتفاق می افتد وقتی می بینیم مقولات مختلف اجتماعی ، انواع اجتماعی و اشیاء دیگری؛ ما شروع به دیدن شباهت ها و تفاوت ها و تشکیل گروه های ادراکی می کنیم.
حلیم: این تا حدودی بازتاب توسعه شناختی است. ما باید افراد و اشیاء را طبقه بندی کنیم ، آنها را خرد کنیم زیرا این کار ساده تر است. این به اندازه کافی مغز ما را غرق نمی کند که بتوانیم به جای دیدن همه به عنوان یک فرد ، همه چیز را در گروه قرار دهیم.
بچه ها به احتمال زیاد افراد را بر اساس خصوصیات بدنی خود دسته بندی می کنند ، بنابراین معقول است که آنها بچه ها را بر اساس نژاد و جنسیت گروه بندی می کنند ، این تمایزاتی است که اغلب ، اما نه همیشه ، به راحتی مشاهده می شود.
چگونه تشخیص تفاوت بین گروه ها به نژادپرستی تبدیل می شود؟
حلیم: از زمان جوانی ، ما در حال گروه بندی کارها هستیم و می دانیم در کجای این گروهها قرار داریم ، اما ما این انگیزه را برای عزت نفس نیز داریم. ما می خواهیم در مورد خودمان و گروهی که به آن تعلق داریم ، احساس خوبی داشته باشیم. اگر گروه شما از گروه دیگری بهتر است ، احساس بهتری می کنید.
این ایده ای بود به نام "نظریه هویت اجتماعی" از هنری تاجفل ، یک مهاجر یهودی لهستانی در اروپا که سعی در ایجاد جنگ جهانی دوم داشت. این نظریه استدلال می کند که احساس ما از نفس کاملاً مبتنی بر عضویت گروهی ما است - این مفهوم "آنها" در مقابل "ما" - که حس تعلق به دنیای اجتماعی ما را ایجاد می کند.
وجه تمایز گروهی در مقابل منفی یا انحراف از گروه است. بیشتر ادبیات روانشناسی حاکی از آن است که اکثر کودکان خردسال به لحاظ ترجیح گروه خود ، مغرضانه عمل می کنند ، اما بیشتر آنها معمولاً خصومت آشکار با سایر گروه ها نشان نمی دهند.
گیتر: من فکر نمی کنم که بچه کسی نژادپرست به دنیا بیاید. کودکان در دنیایی متولد می شوند که دارای نژادپرستی سیستمی است و آنها در فرهنگی متولد می شوند که دارای نگرش های نژادپرستانه و ایدئولوژی های نژادپرستانه است و آن ایدئولوژی ها به همه چیز می پردازند. اگر کسی مواظب برخی رفتارهای نژادپرستانه باشد ، چیزی است که آنها از والدین ، مدارس ، رسانه ها و فرهنگ یاد می گیرند.
تعصب شخصی شما وجود دارد ، و این تعصب بزرگتر با عنوان نژادپرستی نهادی وجود دارد که در جامعه ما تعبیه شده است. در نهادهای اجتماعی و سیاسی ما که اختلافات را در سیستم دادرسی کیفری مشاهده می کنیم ، ادامه می دهند. در سیستم بهداشت و درمان؛ در سیستم آموزشی
از آنجا که نژادپرستی نهادی نه چندان ناقص و خودکار است و بنابراین پذیرفته شده است ، بدون آنکه افراد زیادی بخواهند تغییر واقعی و طولانی مدت را تصویب کنند ، نژادپرستی نهادی نه تنها به تعصب شخصی ما تبدیل می شود. اما ما هنوز هم باید در قبال اقدامات خود پاسخگو باشیم.
چگونه می توان مانع از نژادپرستی فرزندانمان شد؟
گیتر: اول ، با صحبت کردن در مورد نژاد.
ما در مورد چیزهایی که ساخته شده اند ترسناک مانند نژاد و جنسیت تجربه و تجربه کافی نداریم. اینها مواردی نیستند که معمولاً در مورد آنها صحبت می کنیم. کار نشان داده است که بسیاری از والدین سفید پوست هنگام صحبت کردن در مورد نژاد ، از رویکردهای رنگی استفاده می کنند ، بنابراین وقتی فرزندشان با شخصی از پس زمینه نژادی دیگر روبرو می شود ، والدین نمی توانند به اندازه کافی آمادگی لازم را داشته باشند تا در واقع آن بحث را به طور مناسب با فرزندشان در مورد نژاد برگزار کنند. .
ما نباید به هر شکلی ، شکل و شکل یک ایدئولوژی رنگ مو را تأیید کنیم. باید تصدیق کنیم که چه نژاد و قومیتی در کشور ما وجود دارد. ما باید به رسمیت شناختن از سلسله های تاریخی که با عضویت در قومیت های مختلف قومی و نژادی به وجود آمده است ، تصدیق کنیم.
اما این کافی نیست. برخی از کارها حاکی از این است که اگر شما فقط کسی را سیاه یا آسیایی یا LatinX برچسب گذاری کنید ، بدون آنکه زمینه ای راجع به این برچسب ها بدهید ، بچه ها می توانند به طور اتفاقی چیز اشتباهی راجع به یک گروه استنباط کنند. بنابراین ، هنگامی که والدین ، معلمان و بچه ها گروه های نژادی و قومی مختلفی را برچسب گذاری می کنند ، آنها باید این کار را به گونه ای انجام دهند که آنها به آگاهی از آنچه در آن گروه از جهات مثبتی است ، آموزش دهند.
آنچه شما می توانید ساختارشکنی کنید آن دسته از ارتباطات خودکار ، ضمنی ، آنی و غالباً منفی با گروه های نژادی است که متفاوت از خود ما هستند. بنابراین ، کلیشه هایی مانند آمریکایی های آفریقایی آفریقایی که در مقایسه با هر گروه نژادی یا قومی دیگری از نظر دانشگاهی پایین تر هستند ، موضوعی است که ما در جامعه خود ساخته ایم و چیزی که اکنون می دانیم بر عملکرد دانش آموزان در آزمون تأثیر منفی می گذارد.
ما باید با آموزش کودکان و بزرگسالان ، این کلیشه ها را از بین ببریم که بتوانیم این روایات منفی را در تصدیق های مثبت تغییر دهیم. در حال تجزیه کردن منفی است و قادر به تصدیق تمام تفاوت زیبایی است که ما در واقع بین گروه های نژادی و قومی مختلف در جامعه داریم.
گروههای دوست یکپارچه و نشانه های غیر کلامی چقدر مهم هستند؟
گیتر: والدین باید از نژادها و قومیت های مختلفی دوست داشته باشند. تحقیقات انجام شده با کودکان نشان می دهد که آرایش نژادی از شبکه دوست والدین بسیار بیشتر در مورد انواع نگرش های نژادی که بچه ها در آخر به دست می آورند ، می گوید. اگر شما یک دوست کاملاً نژادی از همسایگان دارید ، به عنوان مثال همه افراد سفید پوست ، احتمالاً کودک بازتر می شود که دید بازتری نسبت به نژاد داشته باشد.
آنها همچنین باید از رفتارهای غیر کلامی خود آگاه باشند - زبان بدن ما در زمینه های مختلف ، اغلب بدون اطلاع از آن ، آگاه هستند. در مورد نژاد ، یک نمونه متداول که اغلب برای این مفهوم استفاده می شود ، یک فرد سفید پوست است که وقتی یک فرد سیاه پوست به سمت آنها می رود ، از خیابان عبور می کند. بچه های خیلی جوان فعالانه از این نشانه های غیر کلامی یاد می گیرند. اگرچه در مورد این موضوع در مورد کودکان تحقیقات کمی وجود دارد ، این جهت دیگری است که ما باید در مورد نحوه شکل گیری تعصب در کودکان خرد خیلی بیشتر مورد مطالعه قرار دهیم.
حلیم: مثال کلاسیک که فکر کردن برای آن ساده تر است ، وقتی کسی را می بینید که احساس ناراحتی می کنید ممکن است کیفتان را خیلی محکم تر ببندید زیرا نگران هستید که ممکن است آن را از شما بدزدد.
این چیزی است که من فکر نمی کنم بزرگسالان اغلب فکر می کنند کودک را تحت تأثیر قرار دهد ، اما کودک آن رفتار را می بیند و هر وقت کسی را که شبیه به هم می بیند ، با آن رفتار مرتبط می کند. این علائم غیر کلامی در مورد آنچه والدینشان درباره نژاد فکر می کنند ، بسیار به بچه ها می گویند و والدین آنها منبع اطلاعاتی قابل اعتماد آنها هستند.
چه عواملی داخلی باید انجام شود تا سفیدپوستان از وقوع آن جلوگیری کنند؟
گیتر: این یک تغییر شبانه نیست. فارغ از اینکه پیشینه قومی یا نژادی شما باشد ، صحبت کردن در مورد مسابقه واقعاً دشوار است. معمولاً تعامل بین متقاطع خیلی خوب پیش نمی رود زیرا اضطراب زیاد در هر دو طرف این گفتگو وجود دارد. همه انتظار دارند کسی اشتباهی بگوید.
همه ما تعصبات درونی داریم ، خواه در مورد نژاد ، جنسیت ، ناتوانی و غیره باشد.
فکر خودکار به صورت کلیشه ای ضمنی خواهد بود که شما برای کودکی که مثلاً چین خوب شما را می شکند اعمال می کنید. تفکر خودکار شما چنین خواهد بود: "آن کودک همیشه یک خواهر است. آن کودک بسیار ناسپاس است." شما وقتی شخصی کاری را انجام می دهد که دوست ندارید ، به این پاسخ فوری می روید.
اما اگر کمی بیشتر از زمان استفاده از تفکر کنترل شده خود استفاده کنید ، تلاشی عمدی انجام می دهید که نسبت به آن کودک تبعیضی قائل نشوید ، و در عوض فکر کنید ، خوب شاید به این دلیل باشد که من پنج ساعت گذشته فرزندم را نادیده گرفته ام. شاید چیز دیگری در متن یا محیط اطراف وجود داشته باشد که در واقع به پایان رسید و باعث شد کودک آن رفتار را انجام دهد.
من در کلاس هایم در مورد شرایط داخلی و خارجی توضیح می دهم یا توضیح می دهم که چرا کسی کاری انجام می دهد. به عنوان مثال: زانو زدن برای سرود ملی. شما می توانید به زانو زدن نگاه کنید و بگویید ، "خوب ، آنها فقط افرادی هستند که به آمریکا اهمیت نمی دهند. آنها افرادی هستند که به قوانین و رهنمودهای ما اهمیتی نمی دهند. آنها فقط مشکل ساز هستند."
اما اگر از تفکر کنترل شده خود استفاده می کنید و به زمینه وسیع تری نگاه می کنید ، می توانید اشکال سیستمی تبعیض و تعصب را که این افراد در طول زندگی خود با آنها روبرو بوده اند ، مشاهده کنید. این همان زمینه است که در واقع باعث ایجاد آن رفتار شده است ، نه تمایل یا کاربرد کلیشه.
حلیم: اذعان به داشتن این انجمن ها به معنای نژادپرست بودن نیست بلکه در معرض همه این کلیشه های اطراف خود در محیط خود هستید. توضیحی وجود دارد که چرا ممکن است این انجمن ها داشته باشید. این می تواند به مردم کمک کند تا تصدیق کنند که این تعصبات را دارند و احساس راحتی می کنند در مورد آن صحبت کنند.
در مورد افراد گروه های نژادی دیگر چیست؟ آیا آنها می توانند تعصب داشته باشند؟
حلیم: فکر می کنم یادآوری این نکته حائز اهمیت است که سایر گروه های نژادی نیز می توانند تعصب داشته باشند. افراد آسیایی و لاتینکس نیز می توانند تعصب ضد سیاه داشته باشند.
اگر ما متعلق به گروههای دیگر ننگ هستیم ، فکر کردن در مورد تجربیات تبعیض آمیز نیز ممکن است مفید باشد تا بهتر با تجربیات سایر گروهها در مورد تبعیض ارتباط برقرار کنیم. من فکر می کنم افراد زیادی این کار را انجام داده اند ، به همین دلیل ما در خیابان ها شاهد معترضین به همه رنگ هستیم.
چطور می توان مردم ، خصوصاً افراد سفید پوست ، تعصب خود را تصدیق و تغییر داد؟
گیتر: اولین ارزیابی سطح راحتی شخصی شما است. اگر خیلی زیاد به این مورد پرش کنید ، به احتمال زیاد می خواهید اشتباه را بگویید یا کارهای اشتباهی انجام دهید. مراحل کودک اولین برخورد خوب است.
نکته دوم این است که ما باید ناراحتی را پیدا کنیم. خوب است که با داشتن این بحث ها کمی احساس ناراحتی کنید ، اما آنچه من به مردم می گویم این است که ، هرچه بیشتر این بحث ها را داشته باشید احساس ناراحتی کمتری می کنید که در نهایت احساس می کنید. اولین گفتگوهای بسیار دشوار خواهد بود. برای رسیدن به موارد ساده تر باید از طریق آنها استفاده کنید.
شما باید آسیب پذیر باشید. اجتناب از این مکالمات فقط باعث می شود تا این ناراحتی در هر برخوردی که داشته باشید ، برجسته تر شود. شما همچنین می توانید هنگامی که چیزهایی را شنیدید که قبلاً نشنیده اید ، پاسخ های عاطفی خود را ارزیابی کنید. اطمینان حاصل کنید که بعد از آن مراقب خودتان باشید. این از نظر شناختی رو به زوال خواهد بود - مغز شما به معنای واقعی کلمه احساس خستگی می کند.
شما باید راه هایی برای شارژ کردن پیدا کنید تا انرژی مثبت کافی در مکالمه شماره دو داشته باشید.
والدین و مربیان نقش مهمی در کمک به کودکان در هر سنی دارند تا از وقایع جاری پیمایش کنند و آشکارا در مورد ریشه های تاریخی اسناد مختلف در کشور ما صحبت کنند. یادگیری چگونگی صحبت در مورد چیزهایی مانند وحشیگری پلیس و امتیاز سفید ، صرف نظر از اینکه ما چه کسی هستیم - تمرین ، صبر و مهارت زیادی را می طلبد - اما این مهم برای از بین بردن نژادپرستی است.
ما باید به یکدیگر گوش فرا دهیم ، از یکدیگر بیاموزیم و با گذشت زمان ، این گفتگوها آسانتر می شوند و در عین حال برای جامعه تأثیرگذارتر می شوند.
منبع
https://edition.cnn.com/2020/06/06/health/kids-raised-with-bias-wellness/index.html