پیشنهاد:تحقیق کنید، نقد مکتب لذت گرايى
- مكتب لذت گرايى در اخلاقى از كهن ترين و پرجاذبه ترين مكاتب اخلاقى است
- مطابق اين مكتب، يگانه معيارى كه مىتوان با آن ارزش افعال آدمى را محاسبه كرد، »لذت« است
- در تفسير »لذت« اختلافات بسيار است.
- برخى از لذتگرايان، همچون آريستيپوس كورنائى(181 -812 ق. م) لذت حسى و جسمى را يگانه معيار سنجش كارها مىدانند. بر اساس اين نظريه كه، »لذتگرايى حسى«، »لذتگرايى آريستيپوسى« و »مكتب كورنائى« ناميده مىشود، لذات عقلى ومعنوى جايى در تعيين ارزشهاى اخلاقى ندارند
- همچنين لذات مربوط به آينده نيز اهميتى ندارند. بلكه آنچه ارزش دارد، لذات حاضر و موجود است و بايد براى آنها زيست؛ زيرا ممكن است فردايى نباشد.
- چه بسيارند لذات آنى و زودگذرى كه منشأ آلام فراوانى در آينده مى شوند و چه بسيارند رنجهاى فعلى و موقتى اى كه سرچشمه آسايش و راحتى در آينده مىشوند؛ بنابراين محوريت دادن به لذات آنى و ناديده گرفتن لذات و آلام استقبالى، عاقلانه نيست؛
- اين ديدگاه با فهم متعارف از اخلاقى كه به معناى مبارزه با هواهاى نفسانى و مخالفت با لذات پست حيوانى و جسمانى است، منافات دارد. دستكم عقل سليم حكم مىكند كه اخلاقى همواره با لذات حسى و جسمانى مطابقت ندارد. الزمه اين مكتب تنزل آدميان به درجه و مرتبه حيوانات و چهارپايان است. اين ويژگى حيوانات است كه صرفاً در پى لذتها هستند و از سختىها و دردها پرهيز مىكنند
- ثالثاً، حتى اگر بناست لذت را به عنوان معيار ارزش اخالقى معرفى كنيم، چرا بايد لذت را منحصر در لذات دنيوى و اين جهانى كرده و از لذات اخروى و پايدار و حقيقى غفلت ورزيم
- رابعاً، لذات آنى و زودگذر همگى مربوط به غرايز است. در حالى كه انسان منحصر در غرايز نيست.
- حاالت و شئون وجودى آدمى بسيار فراتر از دايره تنگ و محدود غرايز است. انسان افزون بر غرايز، داراى ويژگىهاى ديگرى چون عواطف و عقل نيز هست. ارضاى عواطف خانوادگى و اجتماعى، ممكن است مالزم با چشم پوشى از پاره اى لذات آنى و جسمى باشد؛
- خامساً، اين مكتب براى چاره جويى در موارد تزاحم لذات، معيارى ارائه نمىدهد. براى نمونه، مادرى كه بخواهد از فرزندش پرستارى كندو به نداى عاطفه مادرانه خود گوش دهد، به ناچار بايد در مواردى، از پارهاى لذاتهاى غريزىاش مانند خوابيدن دست بكشد و راحتى خود را سلب كندهرچند با ارضاى عاطفه مادرانهاش لذتى بهدست مىآورد، اما روشن است كه براى به دست آوردن اين لذت بايد لذت يا لذتهاى ديگرى را از دست بدهد. پرسش آن است كه در اين موارد چه بايد كرد.
- ملاك ارزش و ضد ارزش در اينجا چيست؟ روشن است كه در اين گونه موارد، چاره اى جز انتخاب و ترجيح يكى بر ديگرى نيست؛ اما ملاك و معيار ترجيح چيست؟ و چه بايد باشد؟ اينجاست كه اين مكتب هيچ سخنى براى گفتن ندارد
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۰ ساعت 21:19 توسط علی رضا نقش
|