• آنچه وظيفه اخلاقى پژوهشگر به شمار مىآيد، حقيقت طلبى و حقيقتجويى در پژوهش است.
  • پژوهشگر بايد همه همّ و غم خود را كشف حقيقت بداند و هرگز از مشكلاتى كه ممكن است ديگران براى او پيش آورند، نهراسد
  • همكارى و هميارى چند پژوهشگر وارسته و متعهد و بانشاط، هم نورانيّت بيشترى خواهد داشت و هم افقهاى دقيقتر و وسيعترى را بر روى انسان مى گشايد.
  • پژوهشگر و محقق واقعى بايد بكوشد در تحقيقات خود، در دام بزرگ و بسيار خطرناك شهرتزدگى گرفتار نيايد. مشهور بودن يك رأى و عقيده، هرگز به معناى درست بودن آن نيست و »اكثريت« هرگز مساوى با »حقانيت« نبوده و نيست و پژوهشگر اخالقاً مجاز نيست يك رأى را به صرف كثرت طرفداران آن، يا شهرتش، بپذيرد يا آن را مبنايى براى تحقيقات قرار دهد.
  • پژوهشگر آنگاه مىتواند به موفقيت دست يابد كه بردبارى را پيشه خود سازد.
  • كمترين هنر و خدمت چنين يك پژوهشگر، تا زنده است نتواند نتايج پژوهشهاى خود را ببيند و آيندگان با ادامه دادن كارها و پژوهشهاى ناتمام او، كار را به نتيجه برسانند. بنابراين، هرگز نبايد توقع داشت كه به هر قيمتى، در مدت زمان معينى پژوهش را به پايان برسانيم. كمترين هنر و خدمت چنين پژوهشگر صبور و بردبارى، حتى در صورت نتيجه بخش نبودن تحقيقاتش به جامعه علمى اين است كه راههاى نادرست را نيز به ديگران نشان داده است
  • پژوهشگر منصف كسى است كه اصل بىطرفى را در تحقيق مورد توجه قرار دهد. او هرگز نبايد ديدگاهها، خواسته ها و اغراض شخصى يا صنفى خود را بر موضوع تحقيق تحميل كند. تحقيق معتبر، تحقيقى است كه بىطرفانه و بدون حب و بغضهاى پيشين صورت گيرد.
  • پژوهشگر حقيقت طلب كسى است كه كاملًا تسليم نتايج پژوهش باشد و نه آنكه پيش از پژوهش و يا بعد از مشخص شدن نتايج آن، بخواهد پژوهش را تابع ديدگاهها و باورهاى پيشينى خود سازد
  •  
  •